|
چیستی ها
|
||
|
آرشیوی از برخی نظرات اعضای گروه های تلگرامی ما |
کانت و مفهوم زمان و مکان
+ اگر بگوییم زمان نمود عینی حرکت در ماهیت اشیاء است باز میتوان گفته زمان وجدد ندارد
آیا جهان منهای زمان انجماد ماده در لحظه نیست؟
.....
+ زمان وجود دارد اما نه مانند وجود اشیا ماهوی.
کانت با راهنماییهای هیوم این نکته رو خوب متوجه شد.. اما نتوانست تبیین درستی از آن ارائه کند.
.....
+ زمان امکان شناخت های ترکیبی پیشینی را توضیح میدهد.
این مهمترین نقش زمان در دنیای مدرن است.
.....
+ اینها گزاره های ترکیبی است که هیچ دلیلی بر آن نیست، مضافا بر اینکه اشکالات فلسفی در نظریه کانت با فراوان است.
.....
+ مشتاقانه در انتظار شنیدن نقد شما بر کانت پیر هستم.
.....
+ بزرگوارید،
یک نمونه اش را عرض کردم.
هر آنچه در مورد زمان گفته شده گزاره های ترکیبی است و نه تحلیلی.
لذا دلیل می خواهد و مطابق فلسفه کانت که انها را قالب حساسیت می داند، دلیل اوردن بر ان محال است.
امیدوارم روشن باشد.
.....
+ کانت در بخش حسیات استعلایی در کتاب سترگش نقد عقل محض هم برای مکان و هم برای زمان جداگانه دلیل و برهان می آورد. چگونه می فرمایید دلیل آوردن برای آن محال است؟
.....
+ عرض کردم بر مبنای حرف کانت محال است،
کانت به مبنای خود پایبند نمانده و نمی تواند پایبند باشد.
اشکالی که عرض کردم روشن بود؟
.....
+ نه اصلا متوجه منظورتون نشدم. به کدام مبنای خود پایبند نمانده؟ کانت در خط به خط نقد عقل محض دلیل و برهان برای مدعاهایش می آورد.
.....
+ آیا احکام صادره راجع به زمان ترکیبی است یا تحلیلی؟
.....
+ مشخصا ترکیبی است. احکام تحلیلی شناختی به ما ارائه نمی کنند. کل هدف کانت این بود که نظامی فلسفی بر اساس احکام ترکیبی پیشینی ارائه دهد و مبنایی برای بسیاری از علوم مانند فیزیک نیوتونی تشکیل دهد.
.....
+ بسیار خوب،
پس نیاز به دلیل دارد.
زمان و مکان چگونه به حس در می آیند؟
.....
+ دوست گرامی این سوال شما نشان می دهد که با مقدمات اولیه ی کانت نیز آشنایی ندارید. زمان و مکان به حس در نمی آیند. زمان و مکان خودشان حسیات استعلایی سوژه هستند که ماده ی خام خود را از نومن می گیرند و با ترکیب با مقولات فاهمه به یاری قوه ی تخیل ساحت پدیدارها و عالم خارج را می سازند.
.....
+ شما باز رفتید سراغ اشنایی یا عدم اشنایی من..
جواب سوال رو بدید. سوالم هدفمند است.
.....
+ حالا اگر ایراد به براهین کانت برای استعلایی بودن حس زمان و مکان دارید باید براهین کانت را مطرح کنید و اگر نقدی دارید به آنها وارد نمایید. عرض کردم که هم برای مکان و هم زمان کانت چندین برهان ارائه می کند.
.....
+ اینها همان گزاره های ترکیبی است که باید برایشان دلیل بیاوریم.
.....
+ کدام هدف عزیز؟ نظر مرا می خواهید یا نظر کانت را؟ پایه ی هرگونه تجربه ای بر اساس حسیات استعلایی زمان و مکان است. حتی همین که شما در حال فکر کردن هستید این به واسطه ی استعلایی بودن زمان و امکان اندیشیدن است. درباره ی زمان و مکان برای کانت صحبت بر سر امکان هرگونه تجربه ای است
.....
+ خب عزیز میگم کانت دلیل آورده. بروید مطالعه بفرمایید نقد عقل محض را نقدی داشتید ارائه بفرمایید.
.....
+ بعنوان يك پليس فلسفى بايد وارد بحث شما شوم و بخواهم كه دو جمله
زمان و مكان به حس در نميايند
و
زمان و مكان خودشان حسيات استعلايى هستند
در تقابل با يكديگرند مگر اينكه توضيح بيشترى بدهيد.
.....
+ یعنی زمان و مکان به ذات و مستقیم ابژه ی تجربه نیستند بلکه امکان تجربه کردن بر اساس خود زمان و مکان است. زمان و مکان شرط هرگونه تجربه ای هستند.
.....
+ کانت ابتدا حساسیت را متمایز می کند
همه آنچه فاهمه از طریق مفاهیم به آن می اندیشد کنار می گذارد
در مرحله دوم هرآنچه به احساس تعلق دارد از شهود تجربی جدا می کند
تنها چیزی که با قی می ماند صورت محض شهود حسی است.
مشکل این روش کانت در شرح استعلایی حسیات چیست؟
.....
+ مساله صرفا توضیح اینها نیست،
باید توجه داشت که اولا اینها ادعاهایی ترکیبی هستند و نیازمند استدلال..
ثانیا بر مبنایی که در مورد داده های غیر حسی گفته می شود، دامن این استدلالها را هم میگیرد.
.....
+ مگر كانت ثابت نكرده كه اين قضايا پيشنى هستند. ؟
شما از جان كانت چه ميخواهيد؟
.....
+ نمی تواند ثابت کند.. چون دست خود را در ادعاهایش بسته..
.....
+ مگر هرچیزی که ترکیبی پیشینی باشد بدون دلیل است؟ مواردی که می فرمایید با هیچ چسب دو قلویی به کانت نمی چسبد و بی ارتباط است. ریاضیات نیز احکام ترکیبی پیشینی هستند، همگی بدون دلیل هستند؟ جدا از این مجدد خدمتتان عارض می شوم خط به خط کتاب قطور نقد عقل محض دلیل و برهان است.
.....
+ اگر شما جاى كانت بوديد چه ميكرديد؟
.....
+ مشکل این است که همه دستگاه فلسفی کانت از احکام مربوط به زمان و مکان و وجود و علیت و ... در همه مراحل حساسیت و فاهمه و ... ترکیبی هستند و نیازمند به استدلال..
حال چگونه خود که قالب حس و فهمند از این مجرا عبور می کنند؟؟
.....
+ بحث کانت به تبع هیوم در مورد مفاهیم فلسفی است.
این بحث از قبل و بعد هم بوده،
در فلسفه اسلامی تفاوت معقولات ثانی و اولی بدون نیاز به انقلاب کپرنیکی ویرانگر بیان شده است.
.....
+ نه . در تشریح میگوید
شرح استعلایی زمان و مکان
و از آن به آموزه استعلایی نام می برد
و بعد به تحلیلات استعلایی می پردازد
.....
+ کانت ابتدا حساسیت را متمایز می کند
همه آنچه فاهمه از طریق مفاهیم به آن می اندیشد کنار می گذارد
در مرحله دوم هرآنچه به احساس تعلق دارد از شهود تجربی جدا می کند
تنها چیزی که با قی می ماند صورت محض شهود حسی است.
مشکل این روش کانت در شرح استعلایی حسیات چیست؟
.....
+ دوباره عرض می کنم..
فیلسوفان برای روشن شدن مفاهیم فلسفی مانند وجود و علیت و همچنین زمان از نگاه من، دست به تحلیل و استدلال فلسفی می زنند..
حال تبیین کانت بر زمان، مکان، وجود، علیت و ... آیا ترکیبی نیستند؟؟
این ادعاها نباید از مسیری که خود کانت به عنوان مسیر فهم بشر تبیین کرده عبور کنند؟؟
مثلا نسبت دادن مفهوم وجود به حساسیت و فاهمه و من و فنومن و عقل از چه مسیری باید عبور کند؟؟ آیا این مفهوم و در جایگاهش به عنوان یک قالب از فاهمه می تواند وجود فاهمه را اثبات کند؟؟
.....
+ از بازنمایی یک جسم هرآنچه فاهمه در باره آن می اندیشد را کنار می گذاریم( جوهر و نیرو و....) و هر آنچه به احساس تعلق دارد. ( سفتی, رنگ و....)
هنوز چیزی باقی می ماند
یعنی امتداد و صورت( شکل)
اینها متعلق به شهود محض است.
الان ایراد این روش کجاست؟
.....
+ کجا کانت مفهوم وجود را به حساسیت و فاهمه و ....گذاشته؟
.....
+ ایرادش اینه که همین چند خط فراوان مفهوم فلسفی دارد..
آیا این مفاهیم همان تبیینی که فلسفه کانت از آنها ارائه می کند را دارا هستند؟؟ اگر چنین است چگونه می توان این استدلالها را قابل قبول دانست و گویی مفاهیمی هستند واقع نما..
باز هم به همان سوال بر می گردیم.
.....
+ کانت از دو نوع شناخت نام می برد
شناخت استعلایی
و شناختی که مورد نظر شماست.
با آنچه خود به عنوان روش شناخت ارائه می دهد , شناخت را تبیین نمی کند
با روش شناخت استعلایی به تشریح دستگاه شناخت می پردازد
شما اگر ایرادی منطقی به تشریح ایشان دارید بفرمایید استفاده کنیم.
.....
+ درود بر شما،
حالا من می تونم این سوال رو از کانت بپرسم یا نه؟
.....
+ از کانت نه!
ولی بنده سوال کردم روشی که برای تشریح دستگاه معرفتی اتخاذ کرده چه ایرادی دارد
نمونه اش را دوبار فرستادم
.....
+ دوباره عرض می کنم..
فیلسوفان برای روشن شدن مفاهیم فلسفی مانند وجود و علیت و همچنین زمان از نگاه من، دست به تحلیل و استدلال فلسفی می زنند..
حال تبیین کانت بر زمان، مکان، وجود، علیت و ... آیا ترکیبی نیستند؟؟
این ادعاها نباید از مسیری که خود کانت به عنوان مسیر فهم بشر تبیین کرده عبور کنند؟؟
مثلا نسبت دادن مفهوم وجود به حساسیت و فاهمه و من و فنومن و عقل از چه مسیری باید عبور کند؟؟ آیا این مفهوم و در جایگاهش به عنوان یک قالب از فاهمه می تواند وجود فاهمه را اثبات کند؟؟
.....
+ عرض کردم که تشریح دستگاه معرفتی( یعنی خود شناسنده) استعلایی است و کارکرد دستگاه شناخت همه جهان ( ابژه) را تشریح می کند.
اما کار این دستگاه شناخت جهان است
که با شناخت استعلایی تفاوت دارد چون به شناخت ابژه می پردازد
تقریبا شبیه هایدگر
که به اگزیستانسیل و اگزیستانسیال تقسیم می کند.
*** از بیانات اعضا در تاریخ 30 اکتبر 2017
|
|