چیستی ها
 
 
آرشیوی از برخی نظرات اعضای گروه های تلگرامی ما
 
 

فرق فلسفه و عرفان 

 

حامد درودیان, [24.06.18 15:56]

[In reply to عبدالرضا باختری]

فلسفه یعنی از پیش فرض های خودتان فاصله بگیرید یا آنها را موقتن بگذارید در پرانتز، سعی کنید بتوانید از آن اصل فاصله بگیرید، این آزاداندیشی فلسفی است.

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:18]

[In reply to Seyed Ahmadi]

سلام سید جان

 

مسأله این است که پیامبران آمدند که مردم قیام کنند برای عدل و قسط وقتی مردم با ظلم مخالف نباشند حداکثر با ظالم مخالفند، چون به آنها ظلم کرده است، اما خودشان از ظلم روگردان نیستند و هر جا بتوانند ظالمانه عمل می کنند، بخاطر همین جامعه به حیاتش با ظلم، فساد، تبعیض، رشوه و فقر ادامه می دهد و مشکل مهمی هم نیست.

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:20]

[In reply to حامد درودیان]

در تاریخ فلسفه اروپا این فکر بوده

ولی درباره تمایل فطری مثلا هر چند مفهومی نیست ولی به مفهوم منجر میشود

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:24]

[In reply to حامد درودیان]

اگر استدلال بر چیزی بسیار آسان باشد به راحتی اکثر مردم بهش میرسند

البته تمایل هم باید باشد

 

یا حی یا قیوم, [24.06.18 16:27]

باور فطری، یعنی باوری که فطرت انسان بدون هیچ استدلالی از بیرون، به آن چیز اعتقاد دارد، و فطرت آن چیز را نزد خود دارد

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:29]

[In reply to سعید مطلق]

اگر باور فطری هست چه متعلَّقی دارد ؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:30]

[In reply to حامد درودیان]

آن دیگر میرود در تمایل و علم حضوری به صورتی مبهم

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 16:38]

[In reply to حامد درودیان]

اين يك نظريه است نه پيش قرض

اكر اينطور باشد كه شما مي كوييد كه چيز مي شود پيش فرض

پيش فرض چيست ؟

شايد همين نظر شما پيش فرض يا مغالطه باشد

زيرا به جاي برداشتن به مطلب گوينده را زير سؤال مي بريد

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:39]

[In reply to عبدالرضا باختری]

سخن بنده در روش فلسفی است. آن اصل ممکن است برای شما نظریه باشد نه بیشتر.

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:43]

[In reply to سعید مطلق]

پس فطرت مصداقی ندارد در باور، دارد؟

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 16:44]

[In reply to حامد درودیان]

و اين امكان نيز وجود دارد كه ان اصل يك اصل درستي باشد

كه بدون توجه به ان زندگي جز لهو و لعب نيست

من حاضرم اين مدعا را ثابت كنم

انسان براي چه به اين دنيا آمده است ؟

نمي شود با اين سرمايه بازي كرد ، فلسفه يعني اين

نه بازي با كلمات

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:45]

[In reply to عبدالرضا باختری]

اینها بحث عرفانی است.

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:46]

[In reply to عبدالرضا باختری]

شما انسان را هستی شناسی کنید این می شود فلسفه

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 16:47]

[In reply to حامد درودیان]

خير

اينها مهمترين سؤالات انسان بما هم انسان است

از كجا امده ام

أمدنم بهر چه بود

به كجا مي رو م اخر

ننمايي وطنم

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 16:48]

[In reply to حامد درودیان]

دوست گرامي

اين سؤالات در ارتباط با جايگاه انسان در نظام هستي است

و سؤالات ساده اي نيست

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:49]

[In reply to عبدالرضا باختری]

وقتی آیه و روایت را اصل و پیش فرض گرفته اید بحثتان فلسفی نیست یک اعتقادی دارید می خواهید ثابت کنید

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:49]

[In reply to حامد درودیان]

ما گرسنه میشویم

این گرسنگی علم حضوری است

ولی واژه های گرسنگی و غذا و روش پخت غذا وووو حصولی است

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:50]

[In reply to سعید مطلق]

در عین حال اگر غذا پختن مثل راه انداختن راکتور هسته ای بود همه از گرسنگی میمردند

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:50]

[In reply to سعید مطلق]

اینها بوسیله اعصاب برای شما حاصل می شود.

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:52]

[In reply to حامد درودیان]

به نظر من همه چیز نفس در مغز اثر میگذارد و بر عکس

نمی خواهم کلامی کنم ولی پیامبر وقتی بهشان وحی میشد حالات چهره و بدنشان تغییر میکرد

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:53]

[In reply to سعید مطلق]

اگر اعصاب مختل شود می فهمید گرسنه اید؟

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 16:54]

[In reply to حامد درودیان]

يك فيلسوف هرگز به منيع نظر نمي كند

بلكه ممكن است از هر منبعي استفاده كند

عقل

نقل

شهود

تجربه

و...

آنچه كه مهم است اين است كه بتواند از مدعيات خود دفاع كند

من هر وقت از نقل استفاده مي كنم

به عنوان برهان است

 

حامد درودیان, [24.06.18 16:57]

[In reply to عبدالرضا باختری]

مثال بزنم

 

شما نوشتید به فلان دلیل دنیا جز لهو و لعب نیست

 

 

ترجمه ای آزاد از آیه قرآن است

 

 

از منظر فلسفی شما باید زندگی و لعب و لعب را تبیین کنید بعد مستدل و مبرهن کنید چرا دنیا جز لهو و لعب نیست غیر از این می شود منبر.

 

سعید مطلق, [24.06.18 16:58]

[In reply to حامد درودیان]

اگر در مغز بزرگترین عارفان گلوله شلیک کنید دریافت عارفانه نخواهند داشت و میمیرند

 

یا حی یا قیوم, [24.06.18 17:00]

[In reply to حامد درودیان]

انسان هرگز نمی تواند از پیش فرض ها به کلی تهی گردد، بالأخره از یک پیش فرضی که بدیهی هم هست باید کار را شروع کند

 

یا حی یا قیوم, [24.06.18 17:04]

[In reply to یا حی یا قیوم]

انسان بخواهد یا نخواهد بداند یا نداند، ذاتا دارای پیش فرض هایی است.

 

بدیهیات از جمله پیش فرض هایی است که در ذات بشر قرار دارد

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:06]

[In reply to سعید مطلق]

پس اگر عصب مختل شد علمی حاصل نمی شود مانند چشم معیوب.

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:11]

[In reply to حامد درودیان]

بله

یک آدم آی کیو اش از حدی پایینتر باشد خدا را نخواهد شناخت

حتی اگر به صورت عشق به کمال هم بگوییم از حدی پایینتر چیزی نمی فهمد

البته بعضی دانشمندان به دنبال مرکز معنویت در مغز هستند که به گمانم  اظهار نظر درباره اش خیلی زود هست (شاید ده سال دیگر چیزی بشود گفت)

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:12]

[In reply to سعید مطلق]

خدا شناسی شاید آی کیو بخواهد خدایابی آی کیو نمی خواهد مثل داستان موسی و شبان.

Shahram Fardin, [24.06.18 17:13]

[In reply to حامد درودیان]

حصول علم رابطه مستقیم با کارکرد چشم ندارد. چشم برای دیدن عالم ماده است.

 

یا حی یا قیوم, [24.06.18 17:14]

[In reply to حامد درودیان]

چرا خدایابی آی کیو نمی خواهد؟

 

قرار شد مستدل حرف بزنید

 

ضمن اینکه خدایابی در حیطه عرفان است!

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:15]

[In reply to Shahram Fardin]

یعنی چی؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:17]

[In reply to سعید مطلق]

هوش بهر (آی کیو) به شاخه های مختلف تقسیم شده مثلا هوش بهر ورزشی _ درک موسیقی _ معنوی وو...

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:18]

ما در بحث فلسفی اینجا، این گروه با قدرت منع می کنیم وحی و شهود محلی از اعراب ندارد مگر مستدل و مبرهن کنید، آیا واضح است؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:24]

[In reply to سعید مطلق]

اگر عقل ندارد که هیچ.‌با فرض داشتن. اضعف عقل هم باشد خدا را می یابد.

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:25]

[In reply to سعید مطلق]

هوش نه، عقل.

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:25]

[In reply to حامد درودیان]

بله ولی مراتب دارد

هوش معنوی مراتب دارد

دریافتهای حضوری مراتب دارد

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:27]

[In reply to حامد درودیان]

در روانشناسی این کار را میکنند

مثلا کسی که توانایی دریافتهای عرفانی داره را میتونیم بگیم هوش معنوی اش بالاست

الان در روان شناسی برای چنین مواردی کارهای مختلف میشه از طراحی پرسشنامه تا اسکن مغزی

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:27]

[In reply to حامد درودیان]

شما گرسنگی را حضوری میدانید یا حصولی

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:28]

[In reply to سعید مطلق]

هوش معنوی؟ !

 

یک چیز جدید می آوری در بحث.

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:29]

[In reply to حامد درودیان]

خب مرتبطه

مبنای علمی هم داره که کمی بازش هم کردم

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:33]

[In reply to سعید مطلق]

بحث علمی را می آوری در فلسفه یا باید علوم متعارف باشد یا اصول موضوعه و گرنه می شود مصادره.

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:35]

[In reply to حامد درودیان]

خیلی واضحه در حد بدیهی

انسانها توانایی مختلفی در مسائل معنوی دارند که این توانایی مختلف با تلاش بروزش متفاوت تر میشود

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:38]

[In reply to سعید مطلق]

تا الان هیچ ‌متر و ملاک مشخصی برای ارزیابی توانایی افراد مختلف در مسائل معنوی وجود نداشته است.

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:49]

[In reply to حامد درودیان]

سعید مطلق:

شما گرسنگی را حضوری میدانید یا حصولی

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:49]

[In reply to Seyed Ahmadi]

دعوا سر همین اسلام است، الان من به عنوان فقیه می آیم می گویم آن نه، این. تکلیف چیست؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:52]

[In reply to سعید مطلق]

سعید جان

 

معنوی ربطش به حضوری چیه؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 17:58]

[In reply to سعید مطلق]

نوشتم بوسیله اعصاب برای شما «حاصل » می شود

 

سعید مطلق, [24.06.18 17:59]

[In reply to حامد درودیان]

علم حضوری چیست از نظر شما؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:04]

[In reply to سعید مطلق]

یعنی من چیزی مثل گرسنگی را علم حضوری میدانم

ممکن است ما توهم‌ گرسنگی داشته باشیم ولی در اصل وجود گرسنه بودنم شکی ندارم

 

حامد درودیان, [24.06.18 18:26]

[In reply to سعید مطلق]

علم حضوری بی واسطه است وقتی اختلال است یعنی در واسط اختلال است مثل اختلال در عصب. وقتی واسطه هست یعنی علم به وسیله واسطه دارد حاصل می شود.

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:38]

[In reply to حامد درودیان]

ما گرسنگی‌ را حس میکنیم این علم حضوری است چه واقعا به خاطر نرسیدن غذا گرسنه باشیم چه به خاطر توهم چه به خاطر نوعی بیماری

در اینکه من حس گرسنگی دارم ذره ای شک وجود ندارد قابل اثبات برای دیگری هم نیست اینکه بگویم من گرسنه ام و این جمله مطابق واقع هم باشد علم حصولی است نه حضوری ولی اصل گرسنگی ولو ناشی از نبودن غذا نباشد حضوری است

حتی خاطره گرسنگی چند دقیقه بعد حس اولیه هم علم حصولی است نه حضوری (هر چند اون خاطره نسبت به خودش حضوری است و نسبت به گرسنگی قبل حصولی )

 

Omid rezai, [24.06.18 18:39]

درود ،

شاید منظور جناب درودیان مباحثه در مورد چنین پرسش هایی باشه .

 مثلا  شعار یعنی چه ؟

و دیگر اگر با نگاه وسیع تر ببینیم ، شما در پی رضایت یا خوشنودی کدام خدا  در بین بیش از دوهزار خدا هستید ؟

🍃

 

حامد درودیان, [24.06.18 18:40]

[In reply to سعید مطلق]

اینکه صورت یا مفهوم علمی برای شما حاضر است را شما همان علم حضوری می گیرید؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:41]

[In reply to حامد درودیان]

بله

البته شرح بیشتر شاید لازم باشه

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 18:45]

[In reply to Omid rezai]

اين يك سؤال فلسفي از جانب شماست و وظيفه من دفاع است

منظور از اين شعار زندگي بر اساس ان است

خداي من نيز همان كسي است كه همه چيز در دست اوست

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:45]

[In reply to حامد درودیان]

به طور خلاصه هر علمی که ما در لحظه داریم علم حضوری است ولی نقل آن علم مفهوم سازی آن خاطره آن ووو.. همگی حصولی هستند

علم ما به خودمان و بودنمان و اعمالمان هم حضوری است ولی مفهومی کردنش مثل من هستم علم حصولی است

 

حامد درودیان, [24.06.18 18:47]

[In reply to سعید مطلق]

علمی که ندارید برای شما حاصل می شود چیه؟ آیا علم حضوری است؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 18:49]

[In reply to سعید مطلق]

علم ما به خودمان و بودنمان و اعمالمان و ... برایمان حاصل می شود بعد از نبودن، یا حاصل شدنی در کار نیست؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:50]

[In reply to حامد درودیان]

وقتی حاصل شد نسبت به خودش حضوری است ولی این نسبت در کسر بسیار کوچکی از زمان است

یعنی وقتی چیزی می بینیم خود دیدن حضوری است ولی خاطره دیدن یا اینکه دیدنمان واقعی است یا نه حصولی است

 

سعید مطلق, [24.06.18 18:51]

[In reply to حامد درودیان]

به طور دائمی هم حاصل میشود هم حاضر است

 

Omid rezai, [24.06.18 18:56]

[In reply to عبدالرضا باختری]

سوال فلسفی مگه مثل حمله می مونه که شما در پی دفاع بر اومدید 😊

🍃

خدا های دیگه مگه همه چیزها دستشون نیست ؟

🍃

عبدالرضا باختری, [24.06.18 19:33]

[In reply to Roxan A]

ارتباط ما با عالم خارج به طور مستقيم نيست

از راه ذهن است

يعني بين ما و متن واقع ذهن فاصله است

ما اشياء را از راه حواس مختلف دروني و بروني درك مي كنيم

شما راه ديگري براي ارتباط با متن واقع مي شناسيد؟

قران  نيز اختراع انسان نيست ، رسول تنها  گيرنده است

اگر شما دليلي بر رد اين ادعا داريد استفاده مي كنيم

 

سعید مطلق, [24.06.18 19:35]

[In reply to حامد درودیان]

خودمان برای خودمان حاضریم

نتیجتا اعمالمان چون توسط خودمان انجام میشود حاضر است

 

حامد درودیان, [24.06.18 19:36]

[In reply to سعید مطلق]

یک مقدار دقیق تر

 

خودمان؟

 

وجود یا ماهیت؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 19:37]

[In reply to حامد درودیان]

با تفسیر شما وجود

ولی من فعلا این دو را یک چیز میدانم

 

حامد درودیان, [24.06.18 19:39]

[In reply to سعید مطلق]

یک موقع می گوئید صورت علمی کلی یا جزئی یا مفهوم کلی یا جزئی برای شما حاضر است( فارغ از اینکه نبوده و بعد حاصل شده است)  یک موقع می گوئیم علم حضوری و علم حصولی. علم حضوری علم به وجود است بر خلاف علم به مفهوم یا ماهیت.

 

Roxan A, [24.06.18 19:47]

[In reply to عبدالرضا باختری]

درست است كه ما اشيا را از راه حواس مختلف درك ميكنيم.

اما يكبار شما يك چيز سوزنده را درك ميكنيد كه نام آن آتش كبريت است و يكبار يك چيز سوزنده را درك ميكنيد كه نام آن آتش كبريا است.

 

دريافت و درك ايندو نوع آتش با هم خيلى فرق ميكند.

به آتش نوع اول ميگوييم كشف و به آتش نوع دوم ميگوييم اختراع.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:09]

[In reply to حامد درودیان]

میگویند ماهیت حد وجود است اینجا معناش و تطبیقش چگونه است؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:11]

[In reply to سعید مطلق]

تا حد نزنی وجود را ماهیتی در کار نیست.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:16]

[In reply to حامد درودیان]

ارتباطش با علم حضوری و حصولی چیست؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:17]

[In reply to سعید مطلق]

متعلق علم

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:18]

[In reply to حامد درودیان]

یعنی علم حضوری حد ندارد؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:19]

[In reply to سعید مطلق]

نه، ربطش را گفتم. علم حضوری با متعلق علم از علم حصولی تفکیک می شود.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:21]

[In reply to حامد درودیان]

وقتی علم حصولی علم به ماهیت باشد و ماهیت حد وجود یعنی علم حصولی علم به یک چیز محدود شده است و حضوری به محدود نشده

 

عبدالرضا باختری, [24.06.18 20:23]

[In reply to Roxan A]

موافقم

دريافتهاي عرفا از نوع دوم است ، و دريافتهاي انبياء بالاتر از آن

ولي راه عادي ارتباط با متن واقع از راه ذهن است

و هم چنين  تعامل با ديگران تنها از راه زبان و استدلال  است

هر دريافتي كه مي خواهد باشد

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:24]

[In reply to سعید مطلق]

مثل علم به هستی و علم به چیستی.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:27]

[In reply to حامد درودیان]

اینکه تکراره

ولی من لازمه این دو عبارت را گفتم که علم حضوری علمی بدون حد باشد

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:30]

[In reply to سعید مطلق]

حد در ساحت چیستی نه در ساحت هستی.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:32]

[In reply to حامد درودیان]

ماهیت حد وجود است یعنی چه ؟

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:35]

مثلا ما دو مجسمه یک شکل داریم از دو جنس

دو مجسمه یک جنس با دو شکل

(فعلا تفاوت مکانی و مشابهش را لحاظ نمی کنیم )

هر کدام از اینها ماهیت متفاوت دارند ولی اینجا حد وجود یعنی چه؟

تفاوت ماهویشان معلوم است ولی اگر تفاوتشان را به ماهیت برگردانیم که اصالت ماهیت است به وجود برگردانیم هم معنای روشنی ندارد

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:36]

[In reply to سعید مطلق]

حد مثل جنس و فصل و عرض خاص عرض عام.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:39]

[In reply to حامد درودیان]

یعنی حد به معنای تعریف هست نه محدودیت؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:40]

[In reply to سعید مطلق]

تعریف هم محدودیت است وقتی شما می گوئی این است این جوری، یعنی آن طور یا آن جور نیست.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:43]

[In reply to حامد درودیان]

آیا ما در علم حضوری وجود را می یابیم ؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:44]

[In reply to سعید مطلق]

بله معلوم هستی است.

 

سعید مطلق, [24.06.18 20:45]

[In reply to حامد درودیان]

بین وجودها یا هستی ها تفاوت هست؟

 

حامد درودیان, [24.06.18 20:56]

[In reply to سعید مطلق]

بله،

 

 وجود= هستی

 

وجوها یا هستی ها می روید در ماهیت

 

حامد درودیان, [25.06.18 00:16]

[In reply to Ehsan Shareat panah]

سلام

 

ماهیات در خارج از ذهن با وجود متحد است و ماهیات نیز در ذهن نحوی از وجود را دارد.

 

حامد درودیان, [25.06.18 05:48]

[In reply to سعید مطلق]

دقت نمی شود که <لیس کمثله شیء> معنایش این است که <مانند مثلش نیست>، نه اینکه <مثلش نیست>!

سعید مطلق, [25.06.18 06:09]

[In reply to حامد درودیان]

به هر حال این آیه تنزیه هست ولی مساله این هست که آیات تنزیه بسیارند ، تمام آیات با ریشه سبح تنزیه هستند

وانگهی به جز افراطیهای مجسمه کدام فرقه در اسلام خدا را به شکل انسان میدیده؟

 

سعید مطلق, [25.06.18 06:17]

[In reply to حامد درودیان]

همچنین نقش خواندن سوره توحید و تسبیح در رکوع و سجود در نمازها

طبیعی است که از انسان وار دانستن خدا توسط یک مسلمان جلوگیری میکنه چه رسد به انسان شکل بودن

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 09:26]

[In reply to حامد درودیان]

وحدت شخصي وجود يك امر بديهي است و در حقيقت خود اصل تناقض است

به اين م عنا كه ما اگر اصل تناقض را بين وجود و عدم به طور مطلق جاري كنيم

جمع و رفع أنها محال است

از طرفي عدم در متن واقع نيست

پس هر چه هست وجود است

و و جود محدود به چيزي نيست

چون خودش كه خودش را محدود نمي كند

و غير خودش همه كه نيست

با توجه به اين هر جزئي كه در حيطه وجود قرار گيرد

اعم از علم قدرت حيات اراده و...

ذاتي أن است

و در مرتبه ذات عين همند

ابن همان خداي بي همتاست

كه كاملا بديهي است

اماىىنچه مشاهده مي كنيم  أيات اويند

زيرا در مقابل هستي نامحدوديت طور مطلق چيز ديگري نيست جز ظهور

اين چيزي است كه ملاصدرا بعد از رسيدن به وظيفه فلسفه را تمام مي داند

 و به جاي علت و معلول از الفاظ تجلي و ظهور  استفاده مي كند

و زبان فلسفي را تنها  براي أموزش مناسب مي داند

نه اينكه از واقعيتي برخوردار باشد

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 09:35]

[In reply to Hazhir]

سلام

حتي خداي تعالي كه همان هستي است

در قران يك كلمه از هستي حرف نزده است

تنها اموري كه داراي حدند قابل تعريف و شرحند

تنها  راه ارتباط با هستي از راه أثار او ست

ولله الآسماء الحسني فادعوه بها

خدا داراي اسماء حسني است از اين راه با او ارتباط برقرار كنيد

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 09:41]

[In reply to Omid rezai]

أگر خداي ديگران نيز همه هستي است ، ديگر جايي براي خداي ديگر باقي نمي ماند

و در اين صورت خداي همه يك چيز است كه همان هستي است

حالا بايد بنشينيم و سوء تفاهمات را بر طرف كنيم

اما جمله اول درست است كه خدا يكي است

ولي هر كس تحت ربوبيت كمالي از كمالات خدا قرار دارد

و رب هر كسي با ديگري متفاوت است

الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق

راه هاي به سوي خدا به اندازه نفوس مخلوقات است

 

Hazhir, [25.06.18 09:46]

[In reply to عبدالرضا باختری]

در شرح " هستی" مر قوم کرده اید:

 

" حتی خدای تعالی که همان هستی است"

در این گزاره اقدام ب تعریف هستی و در این تعریف مرتکب مغالطه ' تعریف دوری' گردیده اید.

بدین گونه ک تعریف هستی را متوقف ب خدا و برعکس، گرفته اید.

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 09:51]

[In reply to Hazhir]

خير

من اصلا هستي را قابل تعريف نمي دانم

و چون قابل تعريف نيست از جانب خودش تعريف نشده است

و بلكه با أيات خود خود را معرفي كرد ه است

كه همين من و شما و... باشيم

كه بود نيستيم نموديم

اين از بديهيات فلسفه است كه تعريف منحصر به موجودات محدود است

و موجودي كه محدود نباشد قابل تعريف نيست

هستي حدي ندارد

چون چيزي نيست كه ان را محدود كند

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 10:57]

[In reply to حامد درودیان]

وحدت شخصي يعني اينكه :

اين هستي كه نياز به اثبات ندارد ،

يكي است

بي نهايت است

وهيچ كمالي از او مفقود نيست

و كمالات عين ذات او ست

زيرا همه اينها از وجود بر مي خيزد

 

حامد درودیان, [25.06.18 11:04]

[In reply to عبدالرضا باختری]

چطور وجود را شخصی می کنید؟

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 11:21]

[In reply to حامد درودیان]

منظور از شخصي در اينجا "تشخص "است

نه يك موجود محدود در مقابل موجودات ديگر

منظور اين است كه متن خارج ، وجود يا هستي يا خداست

 

حامد درودیان, [25.06.18 11:42]

[In reply to عبدالرضا باختری]

بنظر می آید باید نکاتی را متذکر شوم

 

۱- وحدت شش معنا دارد باید مشخص کنید منظور شما کدام یک از اقسام وحدت است و کدام نیست.

۲- اینکه وجود امر بدیهی به چه معناست؟ لفظ آن؟ معنای آن؟ مفهوم آن؟ مصداق آن؟

۳- نسبت وحدت و واقع چیست؟

۴- نسبت وجود و واقع چیست؟

۵- مطلق وجود یا وجود مطلق؟

۶- ملاک و معیار بدیهی بودن در سخن شما چیست؟

۷- یکی بودن وجود چطور با کثرت و بینهایتی جمع می شود؟

۸- کثرت در کمالات و موجودات چطور تعبیر می شود به تشخص؟

۹- اگر بگوییم متن خارج، داخل کجاست و ملاک تقسیم بندی داخل و خارج  چیست؟

۱۰- اگر وجود بدیهی باشد چطور لفظ خدا که از آن مفهوم و مصادیق آن تعابیر مختلفی تعبیر می شود معادل سازی می کنید با وجود؟

۱۱- نام ملاصدرا را آوردید بدون ارجاع مشخص و قابل پیگیری، ملاصدرا در جلد یک اسفار بحث وجود را با تشکیک در وجود طرح می کند و قائل به مراتب وجود است که این معنا در مدعای شما غایب است بلکه مورد انکار است.

 

عبدالرضا باختری, [25.06.18 12:09]

[In reply to حامد درودیان]

ارتباط اين سؤالات با وحدت شخصي وجود چيست؟

به چه دليل من بايد از اين سؤالات جواب دهم ؟

نظر خودتان راجع به  اموري كه مطرح كرديد چيست؟

ظاهرا بر وحدت شخصي وجود هيچ اشكالي وارد نيست

 

یا حی یا قیوم, [25.06.18 12:16]

وحدت وجود، یعنی یک وجود اصیل در عالم هست، و مابقی وجودات همه پرتو وجود آن وجود اصیل هستند. و نسبت بین وجودات و آن وجود اصیل، نسبت «عین ربط» است.

 

یا حی یا قیوم, [25.06.18 18:42]

[In reply to حامد درودیان]

اصلا بحث در مورد تشکیک وجود نیست.

 

آری بین وحدت وجود و تشکیک وجود فرق هست. اما بین وحدت وجود و وحدت شخصیه وجود تفاوتی نیست.

 

حامد درودیان, [25.06.18 18:46]

[In reply to یا حی یا قیوم]

پس وحدت تشکیکی وجود چی شد؟

 

یا حی یا قیوم, [25.06.18 19:01]

[In reply to حامد درودیان]

تشکیک وجود میگوید یک مطلق وجودی هست در آن بالا و مراتب پایین تر وجود، که این مراتب پایینی هم سهمی از وجود را دارند.

 

اما وحدت شخصیه وجود میگوید دیگر تشکیک در مراتب نیست، بلکه تشکیک در ظهورات است.

 

 وحدت شخصي وجود به اين معني است كه كثرت در ظهور باشد و وحدت در وجود، نه آن كه خودِ وجود داراي كثرت حقيقي ولو به نحو تشكيك باشد.

 

حامد درودیان, [25.06.18 22:19]

[In reply to یا حی یا قیوم]

تشکیک وجود نه، وحدت تشکیکی وجود.

 

حامد درودیان, [25.06.18 22:23]

[In reply to یا حی یا قیوم]

این طوری که وحدت شخصی را می گویید با حکمت متعالیه مخالف است.

حامد درودیان, [26.06.18 01:53]

[In reply to سلام]

باطن خود ماست! از ما لیبرال سرمایه داری تر هست؟ آن هم زیر نام اسلام؟

 

Ehsan Shareat panah, [26.06.18 02:22]

[In reply to حامد درودیان]

جسارتا چون سوال هاي خوبي مطرح شد

١ _ وحدت داراي اقسام مختلفي است نوعي عددي وحدت شخصي وحدت مفهومي و .. وحدت و كثرت در وجود از نظر ملا صدرا هم وحدت مفهومي وجود است هم وحدت مصداقي و در عين ان هم كثرت مفهومي هم مصداقي

٢ - وجىد امري بديهي است به چه معناست اين سوال كلا غلط است امر بديهي بسيط است مانند حركت و در مقولات نميگنجد زيرا ماهيت ندارد

بداهت وجود را خود پرسنده ميداند وقتي از وي ميپرسيم ايا شما وجود داريد ؟

٣ نسبت وحدت وكثرت وجود  با واقع ، در واقع وجود و واقعيت در زبان فلاسفه مشترك معنوي هستند و يك مصداق دارند كه همان هستي بي تعريف است

٦ بديهي بودن ملاك ندارد اگر ملاك باشد ديگر خود بديهي نيست بلكه ان ملاك بديهي خواهد بود

بداهت را هر عقل معتدلي درك ميكند و با ان همه روزه سر و كار دارد مثلا وجود صفحه اين چت بديهيست

 

حامد درودیان, [26.06.18 03:46]

[In reply to سعید مطلق]

بین همه این الفاظ الله، رب، ربک، ربهم، عند رب، ربکم، ربه ... فرق است به جای همه گفته می شود خدا یا پروردگار. نگاه ترجمه ای حاکم است.

 

سلام, [26.06.18 07:59]

[In reply to حامد درودیان]

عرض کردم باطن تفکر سرمایه داری است،

در هرجا باشد.

ماهم دنباله روی همان تفکر هستیم،

پس،بالتبع، درگیر عوارض ان می باشیم.

محوریت در سرمایه داری،سرمایه است.

سرمایه،بت بزرگ انسان مدرن است.

نظام سرمایه داری،چنان مدیریت میکند که روز بروز،انباشتگی سرمایه در دست عده ای،بیشتر می شود.

الان،83درصدسرمایه دنیا،در اختیار یک درصد جمعیت کره زمین است.

این نظام،با مدیریت علمی،برای بقیه بشر تصمیم میگیرد و انها را در مسیری که خودش میخواهد،قرار میدهد.

بقیه ادمها،خود، به تقویت این نظام کمک میکنند.

ظاهرا این نظام،برای انها اشتغالزایی میکند،

ولی باطنا، انها درعمل،به تقویت این بت بزرگ کمک میکنند.

قران میگوید نباید سرمایه در دست عده ای خاص بگردد.

کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم

حشر7

و

وَ لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَى اَلْحُكّٰامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوٰالِ اَلنّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ  ﴿۱۸۸﴾بقره

این نظام، سبک زندگی ادمهارا چنان تنظیم میکند که آنچنانکه او میخواهد،بیاندیشند.

ودر عمل، هم اورا الگو قراردهند وهم انرا تقویت کنند.

این شبکه مفهومی،بزرگترین مسخ کننده انسان مدرن است.

 

عبدالرضا باختری, [26.06.18 09:34]

[In reply to Ehsan Shareat panah]

ملاصدرا؛ وحدت تشکیکی یا وحدت شخصی (گذار ملاصدرا از وحدت تشکیکی به وحدت شخصی وجود)

 

چکیده

نوشتار حاضر درصدد است تا به تبیین فرآیند سیر و تحول وجود از وحدت تشکیکی به وحدت شخصی بپردازد؛ در این راستا ابتدا به بررسی وحدت تشکیکی وجود و مبانی آن در حکمت متعالیه و نیز وحدت شخصی وجود و تقریرهای مختلف آن پرداخته شده و سپس در مقام تحقیق و بررسی بیان می گردد که اولاً ملاصدرا به تفکیک آن دو قائل بوده و ثانیاً در نظام حکمی خویش از وحدت تشکیکی (دیدگاه ابتدایی) به وحدت شخصی (دیدگاه نهایی) گذر کرده است. صدرا برای اثبات این فرآیند، ابتدا علیّت و کثرت ماهوی را از ماهیت و سپس علیّت و کثرت وجودی را از وجودهای محدود نفی می‌کند تا بتواند در گام بعدی، مکانیزم چنین فرآیندی را تبیین کند؛ وی در این راستا بنابر تحلیل خاصی که از علیّت ارائه می‌دهد به دو برهان متوسل می‌شود: الف) برهان از راه ترقیق علیّت ب) برهان از راه عدم‌تناهی واجب‌الوجود؛ به عبارت دیگر وی با ارجاع معلول‌ها به شئون و بر اساس برهان از طریق معلول، مطلوب خود را اثبات کرده و از این طریق با مبرهن ساختن ادعای عرفان - وحدت شخصی وجود – موفق به نزدیک نمودن فلسفه به عرفان و در نتیجه تعالی حکمت می‌گردد.

 

http://pms.journals.pnu.ac.ir/article_3912_586.html

 

Reza Azimi, [26.06.18 12:46]

[In reply to azad 2222]

فیلسوف باید زاده زمان خود باشد و متاثر از واقعیت، فرصت برای بحث های آکادمیک و تخصصی و بعضا ابراز سلیقه های شبه علمی همیشه فراهم است.

چه کسی بیشتر از یک فیلسوف می تواند و "باید" نگران چنین وضعیت نابسامانی در مملکتش باشد؟

ممنون از اشتراک این مطلب

 

Amin A, [26.06.18 13:04]

[In reply to M.Hosein Naji]

با عرض سلام

ایشون دختر بیل گیتس نیست. یک بازیگر آمریکاییست به نام Rachael Leigh Cook. این از شایعات فضای مجازیست که اتفاقاً منشاء خارجی داره.

من فکر می کنم مردم ایران در درجه اول نیاز به نقادی و به چالش کشیدن خودشون دارن. چه بسا در اینصورت هم مواد صحیح برای استدلال به کار ببرند و هم این که تلقی خودشون از زیبایی رو نقد کنند.

 

عبدالرضا باختری, [26.06.18 13:06]

[In reply to azad 2222]

به نظر من با توجه به مجموعه شرايط

اين دوران براي گذر از نظريه ولايت مطلق فقيه

به جدايي دين از حكومت لازم بود

هر چند كه به خاطر عدم حضور مسئولين لايق

اين دوران با خسارت عظيمي همراه شد

كه بدنامي اسلام و ويراني ايران و نااميدي ملت را به همراه داشت

ولي :

در نوميدي بسي اميد است/ پايان شب سيه سفيد است

تاريخ رو به تكامل است

 

در اينجا دو احتمال است

١-اينكه مسئولين با مسالمت قدرت را به ملت واگذار كنند

٢-همان طور كه تا كنون لجاجت به خرج داده اند، لج كنند

شايد در صورت اول ملت أنها را ببخشد

ولي در صورت دوم نخواهد بخشيد

 

سلام, [26.06.18 15:42]

[In reply to Shahram Fardin]

سلام وتحیت

مراد شمس از عدم متابعت،

ان است که انچه نباید برزبان جاری ساخت را علنی کرده اند.

 

Shahram Fardin, [26.06.18 15:45]

[In reply to Amin Morovati]

شمس در مقالات چندین تمثیل از خود بایزید میاورد برای ذکر برخی دقایق عرفانی.

 

Shahram Fardin, [26.06.18 15:45]

[In reply to سلام]

بله این هم تا حدی می تواند باشد.

 

Shahram Fardin, [26.06.18 16:00]

[In reply to سلام]

عرض سلام 🌸

 

بله نباید هر جایی هر مطلبی گفته شود. البته فصوص الحکم ابن عربی که خیلی فهمش برای همه آسان نیست و او میگوید که انگار مامور و ملهم شده که اینها را بنویسد. فتوحات مکیه را نیز همین طور. گشایش هایی قلبی است وقتی در مکه بوده.

یعنی نیاز آنزمان بوده که پاره ای مطالب در قالب علمی و فلسفی نیز بیان گردد تا این گمانِ برخی برطرف گردد که این کشفیات باطنی هیچ اسلوب علمی خاصی ندارد. نیاز زمانه بوده.

 

سلام, [26.06.18 16:11]

[In reply to Shahram Fardin]

سلام وتحیت

ایکاش این کتب از دسترس عموم خارج بود تا هرکسی در اینها ورود نکند.

بعینه، افاتش را بسیار دیده ام

بویژه برای جماعت نسوان

 

Shahram Fardin, [26.06.18 16:12]

[In reply to سلام]

بدون استاد و مربی معنوی، انسان میتواند در تلقی آراء بزرگان به اشتباهات فاحش بیفتد.

در مورد قرآن نیز خودش‌میفرماید:

یهدی به کثیرا و یضل به کثیرا

 

سلام, [26.06.18 16:22]

[In reply to Shahram Fardin]

از افات زمانه همین نداشتن استاد است وافراد،ناخوانده،ملایند.

قران هم نیاز به معلم دارد:

لتبین للناس مانزل الیهم

 

Shahram Fardin, [26.06.18 16:26]

[In reply to سلام]

گاهی اساتید مدرسه و دانشگاه و غیره نیز راجع به این مفاهیم دچار سوء تأبیرهای بسیار می‌شوند؛ مگر اینکه کسی خودش آنگونه احوالات را تجربه کرده باشد و اشراف داشته باشد تا بقول شما بتواند تبیین کند.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 16:52]

🌿🌿🌿یک پیشنهاد🌿🌿🌿

 

بنده جند بار دورادور ناظر بر بحثهای گروه بوده ام.

 

برای اینکه از وقت و انرژیتان حداکثر بهره را بگیرید پیشنهاد میکنم متن خاصی اعم از کتاب یا مقاله ای را مبنای بحث قرار داده و با مدیریت متمرکز و در عین حال منصف بحث را به صورتی همگرا هدایت کنید.

در ضمن در طی بحثها سعی کنید قواعدی که مقبول عام است را استخراج کرده و به صورت شماره گذاری شده بنویسید تا کم کم تمام دوستان آن را ملکه ذهن خود سازند.

 

dadpoor, [26.06.18 17:08]

از طریق برهان و استدلال عقلی فلسفی میشه برخی مدعیان رو رد کرد ؟؟ نظیر این احمد حسن یمانی ،

یعنی با یک کبرا منطقی

و صغرا

بشه نتیجه عقلی فلسفی گرفت که چه این و‌اشخاص دیگه بیراه میرن

 

حامد درودیان, [26.06.18 17:50]

[In reply to Sueña]

سلام

 

مبنای ملاک حقانیت دین را چطور می گذارند بر متدین؟ آیا دین همان متدین است؟

 

dadpoor, [26.06.18 17:50]

[In reply to M.Hosein Naji]

پس باید اولا دلایل رو کامل بررسی کرد

دوما با این وصف که فرمودین نمیتونیم با دلیل عقلی فلسفی بیایم دلیل نقلی یک استدلال رو عقیم کنیم ، چون با ابزار غیر هم سنخ وارد نشدیم

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 17:54]

[In reply to dadpoor]

تفکر انواع مختلفی دارد و تفکر نقادانه اختصاص دارد به مقام دیالوگ و گفتگو، چه گفتگوی  عینی و با فرد مشخص حاضر و چه گفتگوی فرضی  و این گفتگو حتی می تواند گفتگوی با خود باشد.

در این نوع تفکر ما فقط دلایل فرد مقابل را بررسی می کنیم و تنها از راه بررسی دلایل وی راه به ارزیابی مدعای او داریم.

 

اما اینکه بررسی دلایل چگونه رخ می دهد باید گفت که بخشی از اشکالات ممکن در دلیل مدعی ممکن است  مربوط به اعتبار استدلال وی باشد یعنی اشکالاتی که در صورت استدلال وی ممکن است وجود داشته باشد که در این مورد فرقی ندارد که مواد استدلال وی نقلی باشد یا عقلی

اما بخشی از اشکالات مربوط به مواد استدلال است یعنی درستی مقدماتی که در استدلال به کار گرفته است . در این بخش بررسی مقدمات به حسب نوع مقدمات متفاوت خواهد بود.

 

dadpoor, [26.06.18 17:55]

[In reply to M.Hosein Naji]

بیشتر بفرمایبن

با مثال

نحوه بررسی

یعنی دامنه نقادی در تفکر نقادی هیچ محدودیتی نداره

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:01]

[In reply to حامد درودیان]

جناب درودیان

 

قانع کننده بودن یا نبودن عنوانی مبهم است و برای مخاطب شما چیزی مشخصی را افاده نمی کند.

روش درست نقادی چنین است که یا باید از درستی دلایل دفاع بکنید و یا در مورد ایراداتی که وارد شده است مشخصا و با ذکر ضعفهای استدلال نشان دهید که ایرادها وارد نیست.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:06]

[In reply to dadpoor]

تفکر نقادانه  هر گفتگوی استدلالی را در هر زمینه ای شامل می شود.

تلاش این نوع تفکر بر باز کردن مسیر تفکر جمعی و اینکه انسانها می توانند از مسیر گفتگو افکارشان را به هم نزدیک کنند و از این طریق به حقیقت نزدیکتر شوند.

بله ، وقتی بحث در موردی تخصصی اتفاق می افتد بخشی از گفتگو مربوط می شود به بررسی گزاره هایی که به لحاظ تصوری و تصدیقی نیاز به تخصص دارد یا باید از متخصصان امر گواه آورد.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:07]

[In reply to M.Hosein Naji]

کجاش مبهم است؟

 

معنی آن این است دلایل شما بنده را به آن مدعای شما رهنمون نشد.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:08]

[In reply to حامد درودیان]

یعنی شما باید نشان دهید که کدام دلیل من ناقص یا نادرست است و به چه دلیل

 

البته اجباری در کار نیست و صرفا این باید معنای منطقی دارد.

یعنی اگر خواهان ادامه گفتگو و تقرب به حقیقت باشید.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:10]

[In reply to M.Hosein Naji]

شما تفسیر خودتان را از تصاویر دارید و آن عکس ها منحصر به تفاسیر شما نیست، اگر مخالفید باید ثابت کنید فقط تفاسیر شما از آن عکس ها درست است. می دانیم عکس ها حرف نمی زند نشان می دهند همین!

 

dadpoor, [26.06.18 18:10]

[In reply to M.Hosein Naji]

مورد قبول نیست

خود این یه جور شبیه سفسطه هست نه نقد .

اینکه پا به هر عرصه ای که حتی از یقینیات باشه بزاریم هیچ جایی برای جلب اعتماد و ارامش فکری نمیمونه ، ضمن اینکه همون نقد هم قابل نقد هست نتیجش یمیشه تسلسلی که امام المشککین فقط پیرو این مسلکه

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:12]

[In reply to M.Hosein Naji]

بنده طرف نویسنده اثر هستم که شما نقدش کرده اید

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:13]

[In reply to حامد درودیان]

شما اصلا به بحث توجهی نداشته اید.

بنده به هیچرو وارد بحث تفسیر تصاویر نشده ام.

بلکه صرفا متنی را که مدهاهایی را راجع به تصاویر مطرح کرده و به زعم خود استدلالهایی آورده و نتایجی گرفته است را بررسی کرده ام و ضعف استدلالهایش را بررسی کرده ام.

از ابتدا تا انتها کلمه ای در مورد تصاویر نفیا و اثباتا نگفته ام.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:14]

[In reply to M.Hosein Naji]

شما یک پیش فرضی دارید ظاهرا که فقط این روش گفتگو منطقی بوده یا فقط این روش به یافتن حقیقت منجر می شود، درسته؟

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:16]

[In reply to M.Hosein Naji]

فرض کنیم اینگونه است که شما می گویید وقتی به تصاویر و ارجاع متن به تصاویر بی توجهید بنظرتان مراد نویسنده را درک کرده اید آیا عکس ها تزئینی است؟

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:17]

[In reply to حامد درودیان]

تفکر نقادانه را می توان گفت که نوعی سیستم گفتگوی نقادانه است که برای درک و فهم حداکثری در گفتگو و کم کردن خطاهای طرفین در فهم مدعاها و دلایل همدیگر طراحی شده است. اما ایکه مدعی شود فقط راه این است ، نه چنین فقطی وجود ندارد و ممکن است دیگران سیستم های دیگری هم بتوانند طراحی کنند.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:17]

[In reply to حامد درودیان]

اگر عکس ها تزئینی نیست که نیست چرا تلاش نمی کنید درک نویسنده از متن و ارتباط آنها با عکس ها را بفهمید؟

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:18]

[In reply to M.Hosein Naji]

نوعی یعنی یکی از هزاران چون دارید می فرمایید انواع هست، درسته؟

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:19]

[In reply to حامد درودیان]

برای اینکه من در مقام گفتگو با نویسنده متن هستم.

ایشان در مقام ادعا و ذکر دلیلند و من در مقام نقاد

گسی که سعی میکند ادعای ایشان و دلایلش را خوب بفهمد و ارزیابی کند. همین و نه بیش از این

بله اینکه ممکن است من هم در مقام مدعی قرار بگیرم بحث دیگری است اما لزومی ندارد.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:21]

[In reply to حامد درودیان]

نه به هیچ رو درست نیست. گفتن نوعی فقط می تواند دعوی حصر را نفی کند یعنی اینکه نوعی دیگر هم در کنار این ممکن است.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:21]

[In reply to M.Hosein Naji]

نویسنده ای در کار نیست شما با متن طرفید حتی نمی دانید نویسنده چقدر موفق بوده منظورش را با الفاظ و تصویر بیان کند.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:22]

[In reply to M.Hosein Naji]

وقتی می فرمایید ممکن است یعنی وجود انواع را محتمل می دانید.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:24]

[In reply to حامد درودیان]

با شما موافق نیستم.

متن یعنی اثر مولف

لازم نیست حتی مولف اسمش مشخص باشد.

متن یعنی اینکه این حاصل تلاش یک فاعل آگاه و با اراده بوده که کلمات و عکسها را با علم و اراده در کنار هم تالیف نموده است.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:27]

[In reply to M.Hosein Naji]

دقت کنید، وجود نویسنده نفی نشده است، شما با او مواجه نیستید شما با متن مواجهید، همین. فهم شما از متن هم یک جور تفسیر است.

 

M.Hosein Naji, [26.06.18 18:27]

[In reply to حامد درودیان]

شما این تفسیر خود را با قبلی بررسی کنید. هیچ فرقی حس نمی کنید؟

 

قبلی:

نوعی یعنی یکی از هزاران چون دارید می فرمایید انواع هست، درسته؟

 

بعدی:

 

وقتی می فرمایید ممکن است یعنی وجود انواع را محتمل می دانید.

 

دومی بیشتر به حقیقت نزدیکتر است

اینکه مدعی حصر نباشم یعنی احتمال وجود یا ایجاد سیستم دیگر محال نیست و امکان دارد.

 

حامد درودیان, [26.06.18 18:27]

[In reply to M.Hosein Naji]

خیر

 

 

 *** از بیانات اعضا در تاریخ 26 ژوئن 2018 

 


برچسب‌ها: فلسفه چیست, عرفان, ماهیت, استدلال
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۷ساعت 10:39  توسط   | 
  بالا